حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 56

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

هائى كه در ابتداء از سكاها نصيب قشون او شد مأيوس نگرديد و چندان كوشيد تا بر موانع غلبه كرده دولت ماد را بزرگترين دولت آن زمان نمود باغهاى معلّق كه يكى از عجائب هفتگانه عهد قديم محسوب ميشد و به غلط نسبت آن را به سميراميس « 1 » ملكه آسور ميدادند در زمان بخت النّصر براى زن او - دختر شاه ماد - ساخته شده بود بخت النّصر براى حفاظت بابل از طرف شمال بين دجله و فرات سدّى كشيد و اين سدّ موسوم به ديوار مادى گرديد چنين سدّى هم پادشاه مزبور از طرف جنوب براى حفاظت بابل كشيده بود . از اين‌جا معلوم است كه بابل از طرف دولت متّحد خود يعنى ماد نگرانى داشته ايختوويكو « 2 » ( يونانيها او را آستياگ ناميده‌اند ) اين شاه پس از پدر مدّت طويلى سلطنت كرد و دربار خود را موافق ترتيبات دربار آسور منظّم نموده بر شكوه و تجمّلات آن‌كه تماما تقليد از آسور بود بيفزود و ليكن مردم از او راضى نبودند چه بمحض اينكه كوروش هخامنشى بر وى خروج كرد خود ماديها او را رها نموده بپارسىها ملحق شدند و اين مملكت معظم ضميمه پارس شد ( 550 ) شرح اين واقعه در جاى خود بيايد در خاتمه لازم است گفته شود كه ماد اصلى چنان كه از تاريخ مختصر آن برميآيد عبارت از آذربايجان و كردستان و عراق عجم بوده ولى بعد كه وسعت يافت از رود هاليس تا باختر و از درياى خزر تا پارس و خوزستان امتداد داشت « 3 » بعدها جغرافيّون عهد قديم به دو ماد قائل شدند : ماد بزرگ كه تا چندى قبل معروف بعراق عجم بود « 4 » و ماد كوچك كه در عهد قديم به آذربايجان اطلاق ميشد

--> ( 1 ) - SEMIRAMIS ملكه داستانى آسور است و تحقّق تاريخى ندارد ( 2 ) - نبونيد پادشاه بابل در لوحه‌اى اسم او را چنين نوشته ( 3 ) - بعضى از محققين وسعت دولت ماد را از رود هاليس تا رود آمويه ميدانند ( 4 ) - عراق عجم شامل اين ولايات كنونى بود : - گروس - همدان - كرمانشاه - قزوين - عراق - اصفهان - نهاوند - رى تا دربند بحر خزر كه ماد را از پارت جدا ميكرد اين تنگه در عهد قديم دروازه آهنين داشت و ساخلوى مأمور محافظت آن بود حالا اين محل را بعضى با ( سر دره خوار ) تطبيق ميكنند